تفسیر برای همه

تفسیر قرآن کریم با نگاهی متفاوت
تفسیر آیه ۲۸ بقره

(کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یحُیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(۲۸بقره)

(کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یحُیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(۲۸بقره)

چگونه به خداوند کافر مى‏شوید؟! در حالى که شما مردگان (و اجسام بى‏روحى) بودید، و او شما را زنده کرد سپس شما را مى‏میراند و بار دیگر شما را زنده مى‏کند سپس به سوى او بازگردانده مى‏شوید. (بنا بر این، نه حیات و زندگى شما از شماست، و نه مرگتان، آنچه دارید از خداست)

بحث اول در این آیه:

سوالی همراه با تعجب است، که علیرغم اینکه خلقت خود را ملاحظه می کنید هنوز به خالق خود کفر می ورزید . وکفر به معنای ندانستن حقیقت نیست بلکه به معنای پوشاندن آنست .

و درمجموع آیه حالت تنبیه در خطاب را دارد یعنی ضمن تذکر میخواهد از عواقب بی توجهی وبی اعتنایی به خلقت و خالق ، شنونده را برحذر دارد .

در مورد پیدایش حیات و اینکه خود بزرگترین شاهکار خلقت بوده و مایه مباهات خالق آنست خصوصاً وقتیکه در پیکرانسان قوام می گیرد آیاتی ارائه می فرماید که برای اهل انصاف و یقین وهمچنین برای افرادی که محققانه بخواهند بفهمند برهان قاطعی است.

(ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ (۱۴مومنین)( سپس از نطفه، لخته خونى آفریدیم، آن گاه لخته خون را پاره‏گوشتى ساختیم و پاره گوشت را به صورت استخوان‏هایى در آوردیم، و استخوان‏ها را با گوشت پوشاندیم، سپس آن را آفرینش تازه‏اى دادیم، پس شایسته‏ى تکریم و تعظیم است خداوندى که بهترین آفرینندگان است.)

در پیدایش حیات انسانی عده ای دراشتباه افتاده و برای انکار خالق ،همین مسیرتغییرات نطفه و جنین را که( در درون رحم صورت میگیرد) توسط دستگاه های مدرن پیدا کرده اند به خیال اینکه چیز تازه ای یافته اند آنرا عَلَم کرده که مثلاً ما مسیر تکامل و خلقت را پیدا کرده ایم وانسان ابتدا نطفه بود وکم کم مراحل رشد وکمال خود را طی کرد تا به اینجا که الان رسیده رسید.اینان خیال می کنند با پیدا کردن مسیر کمال ورشد اشیاء وموجودات فهمیده اند دستی در روند حرکت آنها وجود نداشته واشیاء خود به خود به کمال مطلوب می رسند.
درست مثل آنستکه شما مراحل ساخت یک دستگاه رایانه را از نزدیک ملاحظه کنید و یاد بگیرید که چگونه درست میشود و مراحل کمال آن درکارخانه به چه صورتی است و فوراً نتیجه بگیرید که پس معلوم می شود که کسی سازنده و مهندس رایانه نیست بلکه خود به خود درست میشود چون من مراحل تکامل آنرا دیدم!! جالب است که بگویم در میان این عده ای که اینگونه تفکری دارند افرادی یافت میشود که برای خود جایگاهی هم در میان دانشمندان قائلند.
دیگر به خود اجازه نمی دهند که فکر کنند که مثلاً چرا و چگونه شد که بالهایی مناسب برای جوجه عقاب در درون تخم ایجاد شد! چشم هایی تیز بین و چنگالی مناسب برای تغذیه و شکار آماده شد!
نطفه ای مخلوط از مواد مختلف ناگهان صاحب گوش شنوا شده وچشم درآورد!( إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً (۲دهر)(ما انسان راازنطفه ای مخلوط آفریدیم. واورا امتحان می کنیم..پس اورا(برای این امتحان)شنواوبینا قراردادیم.)
حیات با همه خصوصیات و ابعاد آن بزرگترین معجزه خلقت میباشد .پس جا دارد که پس از تجلی حیات در پیکر انسان خدای خالق به این آفریده خودچنین خطاب کند(تبارک الله احسن الخالقین) (پر خیر وبرکت است خدایی که بهترین آفرینندگان است.)

بحث دوم:
مقصود از اینکه مردگانی بودید وشما رازنده کردم یعنی اینکه روح حیات وزندگی در شما دمیدم . حالا می توانید فرض کنید که مقصوداز اموات همان خاک اولیه است که روح آدم در آن دمیده شد. ویا نطفه ای که پس از مدتی استقرار در محلی مناسب روح درآن دمیده شد و ابعاد گوناگون حیات به آن تعلق گرفت.در هر صورت هر انسانی با نگاه اول می فهمد که روزی نبوده وحالا در حال نشو ونما و ظهور آثار حیات در خود می باشد. وبا کمترین تحقیقی می فهمد که روزی هم این حیات موقت را که در روی زمین دارد باید تحویل بدهد.بنابراین انسان باید خیلی غافل باشد که از مسبب حیات خود و بوجود آورنده مرگ وزندگی بی خبر باشد.بنابراین جا دارد که آیه شکل گلایه داشته باشد و انسان رامورد عتاب قرار دهد که چرا از خدای خود غافلی و در حقیقت باید گفت که چرا کفر می ورزی؟ واین حقیقت آشکار را نادیده می انگاری؟

بحثی پیرامون کفر و عوامل آن
کفر به معنای پوشاندن است . شب را کافر می گویند چون اشخاص را می پوشاند. اما اینکه چرا انسان چنین حالتی به خود می گیردکه حقایق را نادیده می انگارد و یا گاهی اصلاً نمی بیند ، خود قرآن حکیم پاسخ می دهد که دلیل آن تکبر و خود خواهی آنانست(سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لا یُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ یَرَوْا سَبیلَ الرُّشْدِ لا یَتَّخِذُوهُ سَبیلاً وَ إِنْ یَرَوْا سَبیلَ الغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبیلاً ذلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ کانُوا عَنْها غافِلینَ (۱۴۶ اعراف)

و البته می فرماید که علت همین تکبر و روی گرداندن از آیات الهی هم استمرار تکذیب(بی دلیل )و غفلتی است که بر وجود آنان احاطه کرده است.انسان محصول اندیشه های خود است . رشد ،ایمان، تعالی،تکامل در همه زمینه ها ،همگی بسته به نوع اندیشه ما دارد ، بنابراین اگر سراسر اوقات خود را سرف کار و تلاش و فعالیت های اقتصادی واجتماعی کرده و روی هم رفته وقتی برای تفکر در سایر احتیاجات خودازجمله نیازهای روحی روانی باقی نگذاریم دیگر مهلتی برای رشد ایمان و فرصتی برای توجه به آیات الهی برای خود باقی نخواهیم گذاشت و بیم آن می رود که کار ما به کفر کشیده شود زیرا جذابیت گرایشات مادی و سطحی ما در زمانی که هیچگونه جایگزین برتر و معنوی نداشته باشیم بسیار قوی شده و افکار مارا مدیریت خواهند کرد وبه هر سمت و سویی که بخواهند میکشند..
در موردحیات اول در آیه شریفه(…کُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْیَکُمْ ….) به نظر می رسد همان حیاتی است که به نطفه داده شد ودر مورد حیات دوم هم(…ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یحُیِیکُمْ…)همان حیاتی است که پس از مرگ در روز موعود رخ خواهد داد.. در مورد تعداد مرگ ها و زندگی هایی که در طول کمال خویش تا روز قیامت خواهیم داشت در ذیل آیه شریفه ۱۱ غافر مفصل صحبت خواهد شد …

این پست را پرینت کنید



نظر بدهید:

نام شما:


*

View in Other Languages

    Translate to:

ديدگاههاي اخير

  • حبیب الله بیشه ای: باسلام و احترام اما تمرکز آفات و عواملی دارد : آفات آن ا...
  • مهناز: سلام استاد بزگوار.خوندن مطالب زیبایتان حس معنوی قشنگی به آدم...
  • فرشته: عاليييييييييييييييييييييييي بود استاد ممنونم...
h2